![]() |
![]() |
|
| به شانه ام زدی که تنهاییم را تکانده باشی.به چه دل خوش کردی ؟ به تکاندن برف از شانه آدم برفی. |
|
و آنان که حرف از کمک می زنند به زخمی که دارم نمک می زنند و آقا معلم نیامد ، مرا کسانی به جز او کتک می زنند تناسب بگیرید در نان و دین چقدر از اهالی کپک می زنند من ایمان ندارم به آن عده ای که در خانه ها نی لبک می زنند اگر عاشقم معتقد هستم که عشق نمرده است و ما را کلک می زنند در این قسمت رسم است مردم کسی پس از مرگ ، خود را محک می زنند |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 9 مرداد1386ساعت 15:32 توسط khode khoda |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
شباهنگام که تابوتم به دوش آشنایان حمل می گردد
تو هم ای آشنای سنگدل از خانه بیرون آی و با تنها کلامی کز درون قلب بر می خیزد بگو ای آشنا ، رفتی ، برو منزل مبارکباد. |
| پیوندها |
|
گره ی مادر وبگذر |
|
RSS
|