![]() |
![]() |
|
| به شانه ام زدی که تنهاییم را تکانده باشی.به چه دل خوش کردی ؟ به تکاندن برف از شانه آدم برفی. |
|
خسته از نا مردم و از مرغ شب تنها ترم آنقدر تنها که جز غم نباشد یاورم حسرت پرواز دارم قدرت پرواز نیست آن توانایی که دیدی رفت از بال و پرم ******************************** قلب یه خونه است با دو تا اتاق دیوار به دیوار که غم و شادی مثل دو تا همسایه توی اون زندگی می کنند پس سعی کن با احتیاط شادی کنی تا غم بیدار نشه. ******************************** سر نوشت را نمی توان از سر نوشت ******************************* امروز فردایی است که دیروز به فکرش بودیم |
|
+ نوشته شده در
شنبه 26 آبان1386ساعت 23:27 توسط khode khoda |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
شباهنگام که تابوتم به دوش آشنایان حمل می گردد
تو هم ای آشنای سنگدل از خانه بیرون آی و با تنها کلامی کز درون قلب بر می خیزد بگو ای آشنا ، رفتی ، برو منزل مبارکباد. |
| پیوندها |
|
گره ی مادر وبگذر |
|
RSS
|