![]() |
![]() |
|
| به شانه ام زدی که تنهاییم را تکانده باشی.به چه دل خوش کردی ؟ به تکاندن برف از شانه آدم برفی. |
|
من اگر دیوانه ام با زندگی بیگانه ام ..... مستم اگر یا گیج و سرگردان و مدهوشم ! اگر بی صاحب و بی چیز و ناراحت : خراب اندر خراب و خانه بر دوشم ! اگر فریاد منطق هیچ تاثیری ندارد : در دل تاریک و گنگ و لال و صاحب مرده گوشم به مرگ مادرم : مَردم ! شما ای مَردم عادی : که من احساس انسانی خود را ! بر سرشک ساده رنج فلاکت بارتان بی شبهه مدیونم. میان موج وحشتناکی از بیداد این دنیا در اعماق دل آغشته با خونم : هزاران درد دارم ! ...... درد دارم ! ...... کارو |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 24 مهر1386ساعت 12:15 توسط khode khoda |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
شباهنگام که تابوتم به دوش آشنایان حمل می گردد
تو هم ای آشنای سنگدل از خانه بیرون آی و با تنها کلامی کز درون قلب بر می خیزد بگو ای آشنا ، رفتی ، برو منزل مبارکباد. |
| پیوندها |
|
گره ی مادر وبگذر |
|
RSS
|