![]() |
![]() |
|
| به شانه ام زدی که تنهاییم را تکانده باشی.به چه دل خوش کردی ؟ به تکاندن برف از شانه آدم برفی. |
|
من مسلمانم قبله ام یک گل سرخ جانمازم چشمه،مهرم نور دشت سجاده ی من من،وضو با تپش پنجره ها می گیرم در نمازم جریان دارد ماه،جریان دارد طیف سنگ از پشت نمازم پیداست همه ذرّات نمازم متبلور شده است من نمازم را وقتی می خوانم که اذانش را باد،گفته باشد سر گل دسته ی سرو من نمازم را،پی ((تکبیره الاحرام)) علف می خوانم پی قد قامت موج کعبه ام بر لب آب کعبه ام زیر اقاقی هاست کعبه ام مثل نسیم می رود باغ به باغ،می رود شهر به شهر ((حجرالاسود)) من روشنی باغچه است ! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 19 شهریور1386ساعت 0:5 توسط khode khoda |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
شباهنگام که تابوتم به دوش آشنایان حمل می گردد
تو هم ای آشنای سنگدل از خانه بیرون آی و با تنها کلامی کز درون قلب بر می خیزد بگو ای آشنا ، رفتی ، برو منزل مبارکباد. |
| پیوندها |
|
گره ی مادر وبگذر |
|
RSS
|